-
سبد سبد بیارید ، گلای نیلوفری رو
چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393 23:48
وای! مادر مادر مادر مادر مادر سبد سبد بیارید ، گلای نیلوفری رو بیایید عزا بگیریم ، روزای بی مادری رو بگید چاووش بخونه ، که غم از دل امون برده بیایید حجله ببندید ، آخه مادر جوون مُرده همیشه آرزومه ، جونیم وفدات کنم من ازت چیزی نمی خوام ، بذار مادر صدات کنم من سرشک از دیده بارم ، بر لبم سورهٔ کوثر کاش تو تشییع جنازت ،...
-
حقیقت صلاة
چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393 23:35
حقیقت صلاة شاهنشه اعلی درجاة مایی آقا تو حقیقت صلاة مایی بی نور نگاه تو همه گمراهیم تو هادی "إهدِنَـا الصِّرَاطَ ..."مایی علیرضا خاکساری
-
من از گناه خسته ام ...
چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393 23:31
من از گناه خسته ام ... اگر چه تو طبیبی و دوا درست می کنی کمی برای خیر ما بلا درست می کنی از این طرف همیشه بارها خراب می کنم از آن طرف همیشه بارها درست می کنی اگر چه من خجل شدم، اگر چه سنگ دل شدم تو از وجود سنگ هم طلا درست می کنی من از گناه خسته ام، از اشتباه خسته ام به جان مادرت بگو مرا درست می کنی؟! گدای آستانه ات...
-
قافله سالار
چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393 23:30
صبح وشب راهی بازارشدن می ارزد یوسف فاطمه را یارشدن، می ارزد باکلافی که شده بافته ازخون جگر پیش تجارخریدارشدن، می ارزد ای طبیبی که علاج غم هجران هستی ازغم هجرتو،بیمارشدن،می ارزد کاروان راه بینداز که ما شاد شویم بخدا قافله سالارشدن، می ارزد تاکه یک لحظه ی کوتاه بببینیم تورا متوسل به علمدارشدن، می ارزد هرکسی که شده مجذوب...
-
شانه های ابری
چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393 17:03
شب بود و زمین بهانه ای ابری داشت بابای بهار شانه ای ابری داشت تشییع گلی به دامن دریا بود قبری که فقط نشانه ای ابری داشت