هیأت به گروهی از مردم میگویند که برای رسیدن به هدف مشترکی دور هم گرد آمدهاند. هر هیأت و گروهی متناسب با سنخ هدف خود، راهکارهایی را برای رسیدن به آن هدف ارائه کرده و دنبال میکنند.
از جمله هیأتهای اجتماعی، هیئات مذهبی هستند که با محوریت عزاداری برای سیدالشهدا تشکیل گروه دادهاند. در اینجا این سوال مطرح است که “چرا ما باید عزاداری کنیم؟ هدف از اینکه ما در قالب هیأت دور هم جمع شده و عزاداری میکنیم چیست؟ آیا عزاداری هدف است یا راهکار؟
آیا امام حسین که مخاطب به خطاب الهی “یا اینها النفس المطمئنة” است نیاز به عزاداری ما دارد که ما عزاداری کنیم؟ آیا ائمهی دین صلوات الله علیهم صرفاً برای درک ثواب اخروی امر به اقامهی عزا برای سالار شهیدان نمودهاند؟ یا اینکه اولیای دین که “ساسة العباد” هستند با دوراندیشی و عمق بینش، برای پیروان خود نقشهی راه ترسیم کردند و اهداف دیگری را مدنظر داشتهاند؟
همان اهدافی که امام حسین برای رسیدن به آن اهداف والا و مقدس قیام کرد:
«انّى لَمْ اَخْرُجْ اَشِرا ًو َلا بَطِراً وَلا مُفْسِداً وَلاظالِماً، انَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْاصْلاحِ فى امَّةِ جَدّى، ارید ُانْ امُرَ بِالْمَعْروفِ وَ انْهى عَنِ الْمُنْکَرِ و َاسیرَ بِسیرَۀِ جَدّى وَ ابى» مردم دنیا بدانندکه من یک انسان جاهطلب، مقامطلب، اخلالگر، مفسد و ظالم نیستم؛ من چنین هدفهایى ندارم. قیام من قیام اصلاحطلبى است. قیام و خروج کردم براى اینکه مىخواهم امت جدّ خودم را اصلاح کنم. من مىخواهم امربهمعروف و نهى از منکر بکنم.
از اینجا فلسفهی این همه دستور اکید ائمه اطهار برای زنده ماندن عاشورا و اجر عظیمی که برای عزاداری سیدالشهدا در نظر گرفته شده است را میفهمیم. آیا ائمهی دین این سخن را فقط به خاطر یک عزادارى مثل عزاداریهاى ما در وقتى که پدر یا مادرمان مىمیرد،گفتند؟ نه، مردنهاى ما ارزشى ندارد؛ در مردنهاى ما فکر و ایده و هدفى وجود ندارد اما در کشته شدن حسین بن علی اهداف زیادی وجود داشت که زنده نگه داشتن عاشورا و ذکر و یاد او باید عاملی باشد برای ذکر و یاد آن اهداف .
اولیای دین از این جهت گفتند عاشورا زنده بماندکه این مکتب زنده بماند؛ براى اینکه اگرچه شخص حسین بن على نیست ولى حسین بن على باید به قول امروز به عنوان یک سمبل و یک پرچم، به صورت یک نیروی زنده باشد؛ تا هرسال محرم که طلوع مىکند، یکمرتبه مردم از تمام فضا بشنوند: «الا تَرَوْنَ انَّ الْحَقَّ لا یُعْمَلُ بِهِ و َانَّ الْباطِلَ لا یُتَناهى عَنْهُ؟ آیا نمیبینید که به حق عمل نمیشود و از باطل نهی نمیشود»؛ براى اینکه از راستى و حقیقت، شورحیات، شور امر به معروف، شور نهى از منکر، شور اصلاح مفاسد امور مسلمین، و همه آن مفاهیمی که در عاشورا تبلور کرده بود در میان مردم شیعه پیدا بشود.
آیا میتوان ادعای حسینی بودن کرد و نسبت به معضلات و ناهنجاریهای اجتماعی و فرهنگی بیتفاوت بود؟ آیا میتوان بین حسینی بودن و حرکت نکردن برای اصلاحات اجتماعی را جمع کرد؟ خون چه کسی مقدستر از خون پاک امام حسین است؟ این خون مقدس در راه امر به معروف و نهی از منکر و اصلاح مفاسد اجتماعی و فرهنگی و سیاسی ریخته شد و در رگهای حیات بشر جاری شد.
توقع و خواستهی امام حسین از هیئات مذهبی که با محور محبت او تشکیل شدهاند چیست؟ آیا عزاداری و گریهای که فقط برای عزاداری و گریه باشد، کافی است؟! راستی اگر امروز حسین بن علی در میان ما حاضر میشد چه چیزی را از عزاداران و پیروانش مطالبه مینمود؟
عزادارى امام حسین که به حق دربارهاش گفته شده: مَنْ بَکى او ْابْکى او ْتَباکى وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ که حتى براى تباکى (خودراشبیه گریه کن ساختن) هم ارزش فراوان قائل شده، در اصلْ فلسفهاش تهییج احساسات علیه یزیدها و ابنزیادها و به سود حسینها و حسینىها بوده است.
کارکرد سیاسی هیئات مذهبی آنقدر اهمیت دارد که حضرت امام راحل می فرمایند: این جنبه سیاسی این مجالس بالاتر از همه جنبه های دیگری است که هست.(۱)
امروز صدای هل من ناصر حسین بن علی که سمبل مکتب تشیع است راه و روش معینی را فریاد میزند و از طرفی هم نفى کننده راه و روش موجود معین دیگرى است.
درشرایط خشن یزیدى، در حزب حسینىها شرکت کردن و تظاهر به گریه کردن بر شهدا نوعى اعلام وابسته بودن به گروه اهل حق و اعلان جنگ با گروه اهل باطل و در حقیقت نوعى از خودگذشتگى است. اینجاست که عزادارى حسین بن على یک حرکت است، یک موج است، یک مبارزه اجتماعى است. در این صورت است که ریختن یک قطره اشک برایش واقعاً نوعى سربازى است.
اما تدریجاً روح و فلسفه این دستور فراموش مىشود و محتواى این ظرف بیرون مىریزد و مسئله شکل یک عادت به خود مىگیردکه مردمى دور هم جمع بشوند و به مراسم عزادارى مشغول شوند، بدون اینکه نمایانگر یک جهتگیرى خاص اجتماعى باشد. بدون آنکه از نظر اجتماعى عمل معنىدارى به شمار رود، فقط براى کسب ثواب مراسمى را مجرّد از وظایف اجتماعى و بىرابطه با حسینهاى زمان و بى رابطه با یزیدها و عبیداللَّههاى زمان به پا دارند.
اینجاست که حرکت تبدیل به بنیاد یعنى عادت شده و محتواى ظرف بیرو ن ریخته و ظرف خالى باقى مانده است؛ حرکت تغییر ماهیت میدهد و یک امر پویا تبدیل به یک امر ایستا میگردد. در چنین مراسمى است که اگر شخص یزید بن معاویه هم ازگور بدر آید حاضر است که شرکت کند، بلکه بزرگترین مراسم را بپا دارد. درچنین مراسم است که نه تنها «تباکى» اثر ندارد، اگر یک من اشک هم نثار کنیم به جایى برنمىخورد.
ماجرای کربلا و مبارزه حق و باطل در طول تاریخ امتداد دارد. امروز هم یزیدیان در پی به مسلخ بردن حسینها هستند. اگر پیروان مکتب حسین بن علی با پیامها و درسهای عاشورا آشنا نشوند به نوبه خود زخم بزرگی را به پیکر امام غریب وارد نمودهاند. آیا تنها بر زخمها و دردها و مصیبتهای امام گریستن و آرزوی زیارت کربلا کردن باید کارکرد نهایی و هدف غایی تشکلهای مذهبی باش؟ آیا گریه بر سیدالشهدا هدف است یا وسیله؟
غرض ما از اقامهی عزا برای سالار شهیدان این است که درکوثر حسینى شستشو کنیم، تجدید حیات کنیم، روح خودمان را شستشو بدهیم، خودمان را زنده کنیم، از نو مبادى و مبانى اسلام را بیاموزیم، روح اسلام را از نو به خودمان تزریق کنیم.
ما نمىخواهیم حس امربهمعروف و نهى ازمنکر، احساس شهادت، احساس جهاد و استکبار ستیزی، احساس فداکارى در راه حق، در ما فراموش بشود؛ نمىخواهیم روح فداکارى در راه حق در ما بمیرد.
ما به هیئت نمیرویم که فقط عزاداری کرده باشیم، بلکه میرویم تا در طریق تکامل و انسانیت گام برداریم؛ و انسان بودن یعنی دوستدار خوبیها بودن و در مسیر تحقق آنها حرکت کردن را بیاموزیم.
ما به هیئت میرویم تا دشمن بدیها و ظلمها بودن و در راه نابودی و محو آنها قدم برداشتن را بیاموزیم و نسبت به فساد فرهنگی بیتفاوت نبودن و خود را هر لحظه در معرکه عظیم نبرد حق و باطل مسئول دانستن را تمرین کنیم.
ما به هیئت میرویم تا خواب شیرین را به چشمان دشمنان خدا و اسلام و اولیای دین از خوف شکستن سریر سلطنت شوم و هیمنهی شیطانیشان حرام کنیم.
درچنددهه پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، به ویژه از دهه ۳۰ به اینسوکه نخستین جرقههای مبارزة هدفمند و مستمر بارژیم ستمشاهی به وسیلة امام خمینی (ره) زده شد، برخی از هیئتهای مذهبی جلسات خود را جهت دادند و هویت مبارزاتی یافتند و کارکرد مبارزه بارژیم ستم شاهی را برگزیدند.
بعد از پیروزی شکوهمند و مقتدرانه انقلاب اسلامی در سالهای دفاع مقدس، شاهد ظهور و بروز هویت وکارکرد رزمندگی برای برای هیئتهای مذهبی بودیم.
بررسی و مطالعه فرهنگ جبهه، نشان میدهد که نمادها، نشانهها، تکیهکلامها، شعارها و مجموعه دیالوگهای سالهای دفاع مقدس، بانام حضرت اباعبدا… الحسین و قیام عاشورایی آن امام همام گره خورده است. اما با پایان جنگ تحمیلی هیئتها نمیتوانستند همچنان درهمان فضا سیرکنند.
اما متاسفانه هیئتها، بعد سالهای جنگ درچند دهة اخیر خصوصا در شرایط حساس فعلی از تعریف هویت و کارکرد اجتماعی برای خود وا ماندهاند و این مدعا با مراجعه به محتوا و اشعار ارائه شده در این تشکلها قابل اثبات است.
حضرت امام خامنهای پیرامون مفاهیم قابل ارائه در هیأتهای انقلابی و محافل مذهبی، توصیههای قابل توجهی دارند که مغفول عنه واقع شده و همین امر باعث شده بسیاری از جلسات دینی کارکردهای واقعی خود را از دست بدهند . ایشان در این باره میفرمایند:
« امروز الحمدلله نظام طاغوت بر سر کار نیست؛ اما حرفهای دیگری برای گفتن و علم های دیگری برای بلند کردن وجود دارد. همه مفاهیمی که امروز نظام اسلامی دنبال آنهاست – عدالت؛ مبارزه با فساد؛ مبارزه با استکبار جهانی، مبارزه با تبعیض، توجه به شایسته سالاری و شایسته گزینی- مفاهیم اساسی دین ماست و همهاش هم حسینی است؛ اینها باید در سینه زنیها بیاید.
آیا اینها با نوحه و روضه و گریه و ناله می سازد؟ البته؛ چون همه این عناصر، در آن حادثه وجود دارد. یک ترکیب عجیب و یک آلیاژ چندین عنصره است. ذهن های فعال، عناصر را درست تجزیه کنند و آنها را در صفحه روز عاشورا و شب عاشورا و ایام محرم و در کلمات آن بزرگوار پیدا کنند و آن را مطرح کنند».(۲)
و یا در جای دیگر میفرمایند: «بیان ماجرای عاشورا، فقط بیان یک خاطره نیست. بلکه بیان حادثهای است که… دارای ابعاد بی شماری است. پس، یادآوری این خاطره، در حقیقت مقولهای است که میتواند به برکات فراوان و بی شماری منتهی شود. لذا شما ملاحظه می کنید که در زمان ائمه، قضیه گریستن و گریاندن برای امام حسین، جایگاه ویژهای داشته است».(۳)
اثربخشی ونقش آفرینی این تشکیلات دینی در معادلات اجتماعی، چه درحوزه هایی که مستقیماً با رسالت و فلسفه وجودی آنها مرتبط است (مانندمسائل اعتقادی،مناسک دینی وشئون مذهبی) وچه درحوزه های دیگرمانند اقتصاد، فرهنگ عمومی، سیاست و… از واقعیتها و امتیازات جوامع شیعی است که تاریخ تشیع بویژه در قرون اخیر، مؤیدآن است.
بالطبع، از منظر جامعه شناختی، اگر بخواهیم شان واقعی وکارکرد حقیقی هیئتهای مذهبی را در جامعه بدانیم، بایدبه آنها به عنوان نهادهایی اجتماعی و فراتر از یک تشکلیات جمع دینی بنگریم که صرفاً به منظور و با هدف نشر و تعظیم آداب و رفتارهای دینی شکل گرفتهاند و نقش آنها را در سیستم اجتماع، با همه پیچیدگی و در هم تنیدگی آن، در حکم یک نهاد اجتماعی پویا و اثرگذار در نظر بگیریم.
ضمن اینکه محدود کردن دامنه فعالیت هیئتهای مذهبی به برخی آداب صرفاً مذهبی، به معنای غفلت وچشم پوشی ازتوانمندیها و پتانسیلهای ارزشمندآنها درحوزههای دیگر است.
اگر جلسات مذهبی ما از تمامی ظرفیتها و درسهای حماسه کربلا استفاده کند و پی به تمام کارکردهای خود ببرد در این صورت محتوای صواب و مطلوبی را به مخاطبان ارائه خواهد داد. بیشک در اینگونه جلسات افراد آگاه و بصیر و مکتبی تربیت خواهند شد.
بهراستی چرا در بعضی از جلسات بعد از گذشت چندین سال مخاطب رشد نمی کند و با ایدئولوژی و تفکر شیعی و مفاهیم ارزشمند دینی آشنا نمیشود؟
امام خامنه ای در این زمینه میفرمایند: «منبر ها و سخنرانیهای جلسات شما سازنده باشد؛ یعنی به گونه ای باشد که اگر کسی مثلا سه سال در هیئت شما رفت و آمد می کند، بعد از این مدت عوام از این جلسه بیرون نرود؛ فهمیده و آگاه و با معلومات خارج شود. منبر باید آدم ساز و فکر ساز باشد البته من این نکته را باید به منبری ها بگویم و می گویم؛ اما به شما هم باید بگویم چون شما سخنران را انتخاب می کنید…».(۴)
متاسفانه بسیاری از متدینین و پیروان ذوات اهل بیت، گریه بر اهل بیت را تنها هدف تلقی کردهاند و فقط برای زخم ها و مصیبتهای آنان گریه میکنند. در این باره معمار کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی می فرمایند: « یک مطلبی هم که بین همه ما باید باشد، این است که این نکته را به مردم بفهمانیم: همه اش قضیه این نیست که ما میخواهیم ثواب ببریم… باید این نکته هم به مردم گفته شود، تذکر داده شود که آقا قضیه روضهخوانی قضیه این نیست که من یک چیزی بگویم و یکی هم گریه کند». (۵)
اما متأسفانه بسیاری از جلسات ما هنوز در عاشورای محرم سال شصت و یک توقف کرده است.. البته این به این معنی نمی باشد که این اشکها بی فایده بوده واثر ندارد. سخن این است که خروجی و کارکرد جلسات می تواند خیلی بیشتر از اینها باشد.
(۱) صحیفه نور/ ج۱۳، ص۱۵۴، تاریخ ۱۴/۸/۵۹
(۲) امام خامنه ای/ در دیدار با مسئولین هیأتهای رزمندگان اسلام در سراسر کشور۱۹/۲/۸۰
(۳) امام خامنه ای/ بیانات در جمع روحانیون استان کهگیلویه و بویراحمد در آستانه ماه محرم۱۷/۳/۷۳
(۴) امام خامنه ای/در دیدار با مسؤولین هیأت های رزمندگان اسلام در سراسر کشور۱۹/۲/۸۰
(۵) صحیفه نور، ج۸، ص۷۱ سخنرانی در تاریخ۱۷/۴/۵۸
_____________________________________________________