چو گیسوی تو من در پیچ و تابم یا بن زهرا

عشـــــــــــــــــــــــــــــق منــــــــــــی تو حسینی ،من اویس قر نــــــــــــی

چو گیسوی تو من در پیچ و تابم یا بن زهرا

عشـــــــــــــــــــــــــــــق منــــــــــــی تو حسینی ،من اویس قر نــــــــــــی

کارکردهای هیئت های مذهبی

بسم لله الرحمن الرحیم
 
آسمان رشک بردبهرزمینی که درآن                 دوسه یاری دوسه دم بهرخدا جمع شوند

کار کردهای هیات مذهبیهیأت به گروهی از مردم می­گویند که برای رسیدن به هدف مشترکی دور هم گرد آمده­اند. هر هیأت و گروهی متناسب با سنخ هدف خود، راهکارهایی را برای رسیدن به آن هدف ارائه کرده و دنبال می­کنند.

از جمله هیأت­های  اجتماعی، هیئات مذهبی هستند که با محوریت عزاداری برای سیدالشهدا تشکیل گروه داده­اند. در این­جا این سوال مطرح است که “چرا ما باید عزاداری کنیم؟ هدف از این­که ما در قالب هیأت دور هم جمع شده و عزاداری می­کنیم چیست؟ آیا عزاداری هدف است یا راهکار؟

 آیا امام حسین که مخاطب به خطاب الهی “یا اینها النفس المطمئنة”  است نیاز به عزاداری ما دارد که ما عزاداری کنیم؟ آیا ائمه­ی دین صلوات الله علیهم صرفاً برای درک ثواب اخروی امر به اقامه­ی عزا برای سالار شهیدان نموده­اند؟ یا این­که اولیای دین که “ساسة العباد” هستند با دوراندیشی و عمق بینش، برای پیروان خود نقشه­ی راه ترسیم کردند و اهداف دیگری را مدنظر داشته­اند؟

  همان اهدافی که امام حسین برای رسیدن به آن اهداف والا و مقدس قیام کرد:

«انّى لَمْ اَخْرُجْ  اَشِرا ًو َلا بَطِراً وَلا مُفْسِداً وَلاظالِماً، انَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْاصْلاحِ فى امَّةِ جَدّى، ارید ُانْ امُرَ بِالْمَعْروفِ وَ انْهى ‏عَنِ الْمُنْکَرِ و َاسیرَ بِسیرَۀِ جَدّى وَ ابى» مردم دنیا بدانندکه من یک انسان جاه­طلب، مقام­طلب، اخلالگر، مفسد و ظالم نیستم؛ من چنین هدف­هایى ندارم. قیام من قیام اصلاح­طلبى است. قیام و خروج کردم براى این­که مى‏خواهم امت جدّ خودم را اصلاح کنم. من مى‏خواهم امربه­معروف  و نهى از منکر بکنم.

از اینجا فلسفه­ی این همه دستور اکید ائمه اطهار برای زنده ماندن عاشورا و اجر عظیمی که برای عزاداری سیدالشهدا در نظر گرفته شده است را می­فهمیم. آیا ائمه­ی دین این سخن را فقط به خاطر یک عزادارى مثل عزاداری­هاى ما در وقتى که پدر یا مادرمان مى‏میرد،گفتند؟ نه، مردن­هاى ما ارزشى ندارد؛ در مردن­هاى ما فکر و ایده و هدفى وجود ندارد اما در کشته شدن حسین بن علی اهداف زیادی وجود داشت که زنده نگه داشتن عاشورا و ذکر و یاد او باید عاملی باشد برای ذکر و یاد آن اهداف .

 اولیای دین از این جهت گفتند عاشورا زنده بماندکه این مکتب زنده بماند؛ براى این­که اگرچه شخص حسین بن على نیست ولى حسین بن على باید به قول امروز به عنوان یک سمبل و یک پرچم، به صورت یک نیروی زنده باشد؛ تا هرسال محرم که طلوع مى‏کند، یک­مرتبه مردم از تمام فضا بشنوند: «الا تَرَوْنَ انَّ الْحَقَّ لا یُعْمَلُ بِهِ و َانَّ الْباطِلَ لا یُتَناهى‏ عَنْهُ؟ آیا نمی­بینید که به  حق عمل نمی­شود و از باطل نهی نمی­شود»؛ براى این­که از راستى و حقیقت، شورحیات، شور امر به معروف، شور نهى از منکر، شور اصلاح مفاسد امور مسلمین، و همه آن مفاهیمی که در عاشورا تبلور کرده بود در میان مردم شیعه پیدا بشود.

آیا می­توان ادعای حسینی بودن کرد و نسبت به معضلات و ناهنجاری­های اجتماعی و فرهنگی بی­تفاوت بود؟ آیا می­توان بین حسینی بودن و حرکت نکردن برای اصلاحات اجتماعی را جمع کرد؟ خون چه کسی مقدس­تر از خون پاک امام حسین است؟ این خون مقدس در راه امر به معروف و نهی از منکر و اصلاح مفاسد اجتماعی و فرهنگی و سیاسی ریخته شد و در رگ­های حیات بشر جاری شد.

توقع و خواسته­ی امام حسین از هیئات مذهبی که با محور محبت او تشکیل شده­اند چیست؟ آیا عزاداری و گریه­ای که فقط برای عزاداری و گریه باشد، کافی است؟! راستی اگر امروز حسین بن علی در میان ما حاضر می­شد چه چیزی را از عزاداران و پیروانش مطالبه می­نمود؟

عزادارى امام حسین که به حق درباره‏اش گفته شده: مَنْ بَکى ‏او ْابْکى ‏او ْتَباکى ‏وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ که حتى براى تباکى (خودراشبیه گریه کن ساختن) هم ارزش فراوان قائل شده، در اصلْ فلسفه‏اش تهییج احساسات علیه یزیدها و ابن­زیادها و به سود حسین‏ها و حسینى‏ها بوده است.

کارکرد سیاسی هیئات مذهبی آنقدر اهمیت دارد که حضرت  امام راحل می فرمایند: این جنبه سیاسی این مجالس بالاتر از همه جنبه های دیگری است که هست.(۱)

امروز صدای هل من ناصر حسین بن علی که سمبل مکتب تشیع است راه و روش معینی را فریاد می­زند و از طرفی هم نفى کننده راه و روش موجود معین دیگرى است.

درشرایط خشن یزیدى، در حزب حسینى‏ها شرکت کردن و تظاهر به  گریه  کردن  بر شهدا نوعى  اعلام وابسته بودن به گروه اهل حق  و اعلان جنگ با گروه اهل باطل و در حقیقت نوعى از خودگذشتگى است. اینجاست که عزادارى حسین بن على یک حرکت است، یک موج است، یک مبارزه اجتماعى است. در این صورت است که ریختن یک قطره  اشک برایش واقعاً نوعى سربازى است.

اما تدریجاً روح و فلسفه این دستور  فراموش مى‏شود و محتواى این ظرف بیرون مى‏ریزد و مسئله شکل یک عادت به خود مى‏گیردکه مردمى دور هم جمع بشوند و به مراسم عزادارى مشغول شوند، بدون اینکه نمایانگر یک جهت­گیرى خاص اجتماعى باشد. بدون آنکه از نظر اجتماعى عمل معنى‏دارى به شمار رود، فقط براى کسب ثواب مراسمى را مجرّد از وظایف اجتماعى و بى­رابطه با حسین‏هاى زمان و بى رابطه با یزیدها و عبیداللَّه‏هاى زمان به پا دارند.

 اینجاست که حرکت تبدیل به بنیاد یعنى عادت شده و محتواى ظرف بیرو ن ریخته و ظرف خالى باقى مانده است؛ حرکت تغییر ماهیت می­دهد و یک امر پویا تبدیل به یک امر ایستا می­گردد. در چنین مراسمى است که اگر شخص یزید بن معاویه­ هم ازگور بدر آید حاضر است که شرکت کند، بلکه بزرگترین مراسم را بپا دارد. درچنین مراسم است که نه تنها «تباکى» اثر ندارد، اگر یک من اشک هم نثار کنیم به جایى برنمى‏خورد.

ماجرای کربلا و مبارزه حق و باطل در طول تاریخ امتداد دارد. امروز  هم یزیدیان  در پی به مسلخ بردن حسین­ها هستند. اگر پیروان مکتب حسین بن علی با پیام­ها و درس­های عاشورا آشنا نشوند به نوبه خود زخم بزرگی را به پیکر امام غریب وارد نموده­اند. آیا تنها بر زخم­ها و دردها و مصیبت­های امام گریستن و آرزوی زیارت کربلا کردن باید کارکرد نهایی و هدف غایی تشکل­های مذهبی باش؟ آیا گریه بر سیدالشهدا هدف است یا وسیله؟

غرض ما از اقامه­ی عزا برای سالار شهیدان این است که درکوثر حسینى شستشو کنیم، تجدید حیات کنیم، روح خودمان را شستشو بدهیم، خودمان را زنده کنیم، از نو مبادى و مبانى اسلام را بیاموزیم، روح اسلام را از نو به خودمان تزریق کنیم.

 ما نمى‏خواهیم  حس امربه­معروف و نهى ازمنکر، احساس شهادت، احساس جهاد و استکبار ستیزی، احساس فداکارى در راه حق، در ما فراموش بشود؛ نمى‏خواهیم روح فداکارى در راه حق در ما بمیرد.

ما به هیئت نمی­رویم که فقط عزاداری کرده باشیم، بلکه می­رویم تا در طریق تکامل و انسانیت گام برداریم؛ و انسان بودن یعنی دوستدار خوبی­ها بودن و در مسیر تحقق آنها حرکت کردن را بیاموزیم.

ما به هیئت می­رویم تا دشمن بدی­ها و ظلم­ها بودن و در راه نابودی و محو آنها قدم برداشتن را بیاموزیم و نسبت به فساد فرهنگی بی­تفاوت نبودن و خود را هر لحظه در معرکه عظیم نبرد حق و باطل مسئول دانستن را تمرین کنیم.

ما به هیئت می­رویم تا خواب شیرین را به چشمان دشمنان خدا و اسلام و اولیای دین از خوف شکستن سریر سلطنت شوم و هیمنه­ی شیطانی­شان حرام کنیم.

درچنددهه پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، به ‌ویژه از دهه ۳۰ به این‌سوکه نخستین جرقه‌های مبارزة هدفمند و مستمر بارژیم ستمشاهی به وسیلة امام خمینی (ره) زده شد، برخی از هیئت‌های مذهبی جلسات خود را جهت دادند و هویت مبارزاتی یافتند و کارکرد مبارزه بارژیم ستم شاهی را برگزیدند.

بعد از پیروزی شکوهمند و مقتدرانه انقلاب اسلامی در سال‌های دفاع مقدس، شاهد ظهور و بروز هویت وکارکرد رزمندگی برای برای هیئت‌های مذهبی بودیم.

بررسی و مطالعه فرهنگ جبهه، نشان می‌دهد که نمادها، نشانه‌ها، تکیه‌کلام‌ها، شعارها و مجموعه دیالوگ‌های سال‌های دفاع مقدس، بانام حضرت اباعبدا… الحسین و قیام عاشورایی آن امام همام گره خورده است. اما با پایان جنگ تحمیلی هیئت‌ها نمی‌توانستند همچنان درهمان فضا سیرکنند.

اما متاسفانه هیئت‌ها، بعد سال­های جنگ درچند دهة اخیر خصوصا در شرایط حساس فعلی از تعریف هویت و کارکرد اجتماعی برای خود وا مانده­اند و این مدعا با مراجعه به محتوا و اشعار ارائه شده در این تشکل­ها قابل اثبات است.

حضرت امام خامنه­ای پیرامون مفاهیم قابل ارائه در هیأت­های انقلابی و محافل مذهبی، توصیه­های قابل توجهی دارند که مغفول عنه واقع شده و همین امر باعث شده بسیاری از جلسات دینی کارکردهای واقعی خود را از دست بدهند . ایشان در این باره می­فرمایند:

« امروز الحمدلله نظام طاغوت بر سر کار نیست؛ اما حرف­های دیگری برای گفتن و علم های دیگری برای بلند کردن وجود دارد. همه مفاهیمی که امروز نظام اسلامی دنبال آن­هاست – عدالت؛ مبارزه با فساد؛ مبارزه با استکبار جهانی، مبارزه با تبعیض، توجه به شایسته سالاری و شایسته گزینی-  مفاهیم اساسی دین ماست و همه­اش هم حسینی است؛ این­ها باید در سینه زنی­ها بیاید.

 آیا این­ها با نوحه و روضه و گریه و ناله می سازد؟ البته؛ چون همه این عناصر، در آن حادثه وجود دارد. یک ترکیب عجیب و یک آلیاژ چندین عنصره است. ذهن های فعال، عناصر را درست تجزیه کنند و آن­ها را در صفحه روز عاشورا و شب عاشورا و ایام محرم و در کلمات آن بزرگوار پیدا کنند و آن را مطرح کنند».(۲)

 

و یا در جای دیگر می­فرمایند: «بیان ماجرای عاشورا، فقط بیان یک خاطره نیست. بلکه بیان حادثه­ای است که… دارای ابعاد بی شماری است. پس، یادآوری این خاطره، در حقیقت مقوله­ای است که می­تواند به برکات فراوان و بی شماری منتهی شود. لذا شما ملاحظه می کنید که در زمان ائمه، قضیه گریستن و گریاندن برای امام حسین، جایگاه ویژه­ای داشته است».(۳)

اثربخشی ونقش آفرینی این تشکیلات دینی در معادلات اجتماعی، چه درحوزه هایی که مستقیماً با رسالت و فلسفه وجودی آن­ها مرتبط است (مانندمسائل اعتقادی،مناسک دینی وشئون مذهبی) وچه درحوزه های دیگرمانند اقتصاد، فرهنگ عمومی، سیاست و… از واقعیت­ها و امتیازات جوامع شیعی است که تاریخ تشیع بویژه در قرون اخیر، مؤیدآن است.

بالطبع، از منظر جامعه شناختی، اگر بخواهیم شان واقعی وکارکرد حقیقی هیئت­های مذهبی را در جامعه بدانیم، بایدبه آن­ها به عنوان نهادهایی اجتماعی و فراتر از یک تشکلیات جمع دینی بنگریم که صرفاً به منظور و با هدف نشر و تعظیم آداب و رفتارهای دینی شکل گرفته­اند و نقش آن­ها را در سیستم اجتماع، با همه پیچیدگی و در هم تنیدگی آن، در حکم یک نهاد اجتماعی پویا و اثرگذار در نظر بگیریم.

ضمن اینکه محدود کردن دامنه فعالیت هیئت­های مذهبی به برخی آداب صرفاً مذهبی، به معنای غفلت وچشم پوشی ازتوانمندی­ها و پتانسیل­های ارزشمندآن­ها درحوزه­های دیگر است.

اگر جلسات مذهبی ما از تمامی ظرفیت­ها و درس­های حماسه کربلا استفاده کند و پی به تمام کارکردهای خود ببرد در این صورت محتوای صواب و مطلوبی را به مخاطبان ارائه خواهد داد. بی­شک در این­گونه جلسات افراد آگاه و بصیر و مکتبی تربیت خواهند شد.

به­راستی چرا در بعضی از جلسات بعد از گذشت چندین سال مخاطب رشد نمی کند و با ایدئولوژی و تفکر شیعی و مفاهیم ارزشمند دینی آشنا نمی­شود؟

 امام خامنه ای در این زمینه می­فرمایند: «منبر ها و سخنرانی­های جلسات شما سازنده باشد؛ یعنی به گونه ای باشد که اگر کسی مثلا سه سال در هیئت شما رفت و آمد می کند، بعد از این مدت عوام از این جلسه بیرون نرود؛ فهمیده و آگاه و با معلومات خارج شود. منبر باید آدم ساز و فکر ساز باشد البته من این نکته را باید به منبری ها بگویم و می گویم؛ اما به شما هم باید بگویم چون شما سخنران را انتخاب می کنید…».(۴)

 

متاسفانه بسیاری از متدینین و پیروان ذوات اهل بیت، گریه بر اهل بیت را تنها هدف تلقی کرده­اند و فقط برای زخم ها و مصیبت­های آنان گریه می­کنند. در این باره معمار کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی می فرمایند: « یک مطلبی هم که بین همه ما باید باشد، این است که این نکته را به مردم بفهمانیم: همه اش قضیه این نیست که ما می­خواهیم ثواب ببریم… باید این نکته هم به مردم گفته شود، تذکر داده شود که آقا  قضیه روضه­خوانی قضیه این نیست که من یک چیزی بگویم و یکی هم گریه کند». (۵)

   اما متأسفانه بسیاری از جلسات ما هنوز در عاشورای محرم سال شصت و یک توقف کرده است.. البته این به این معنی نمی باشد که این اشک­ها بی فایده بوده واثر ندارد. سخن این است که خروجی و کارکرد جلسات می تواند خیلی بیشتر از این­ها باشد.

(۱)              صحیفه نور/ ج۱۳، ص۱۵۴، تاریخ ۱۴/۸/۵۹  

(۲)              امام خامنه ای/ در دیدار با مسئولین هیأت­های رزمندگان اسلام در سراسر کشور۱۹/۲/۸۰

(۳)              امام خامنه ای/ بیانات در جمع روحانیون استان کهگیلویه و بویراحمد در آستانه ماه محرم۱۷/۳/۷۳

(۴)              امام خامنه ای/در دیدار با مسؤولین هیأت های رزمندگان اسلام در سراسر کشور۱۹/۲/۸۰

(۵)              صحیفه نور، ج۸، ص۷۱  سخنرانی در تاریخ۱۷/۴/۵۸    

_____________________________________________________

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد