چو گیسوی تو من در پیچ و تابم یا بن زهرا

عشـــــــــــــــــــــــــــــق منــــــــــــی تو حسینی ،من اویس قر نــــــــــــی

چو گیسوی تو من در پیچ و تابم یا بن زهرا

عشـــــــــــــــــــــــــــــق منــــــــــــی تو حسینی ،من اویس قر نــــــــــــی

یه روز : یه ترکه ، یه اصفهانی ، یه قزوینی ، یه شمالی

یه روز


  یه ترکه


یه اصفهانی


یه قزوینی


یه شمالی


یه لره


و


.


.


.


ترکه : مهدی باکری


اصفهانی: حاج محمد ابراهیم همت

قزوینی : عباس بابایی

شمالی : سید مجتبی علمدار

لره : زین الدین



خلاصه یه روز همشون پشت به پشت هم ایستادن تا دشمن به خاکمون چپ نگا نکنه


حقشونه با صلواتی یادشون کنیم



منبع :سیـــــدتی یا رقیــــــــــ(س)ـــــــــه

باید همیشه به خودت بگی


منبع :سیـــــدتی یا رقیــــــــــ(س)ـــــــــه

کاش مادرم

کاش مادرم


مرا دعا می کرد؛


به زمین گرم کربلا بخوری ...



منبع :سیـــــدتی یا رقیــــــــــ(س)ـــــــــه

یا حسین

نوجوانی که بر اثر گلوله تیر اندازان عراقی شهید می شود شادی روح شهداصلوات


 منبع :سیـــــدتی یا رقیــــــــــ(س)ـــــــــه

یه عمره در وصف شما موندم و حیرون چی بگم

یه عمره در وصف شما موندم  و حیرون چی بگم


حتی  نمی تونم که من بگم غلامم یا سگم


اگه بگم غلامتم بی ادبی به اولیاست


اگر بگم من سگتم، سگ کجا اینقدر بی وفاست


معرفتو و مرام تو کافرا هم قبول دارن


هر جا به سختی میرسن ، قسم به اسمت می خورن


 سخته به کاغذ بشینه وصف رخ ماه شما


یوسف مصریم می گن افتاده تو چاه شما


مجنون اگر که عاشق و دیوونه لیلی بوده


اخه شنیده بوده که لیلی اباالفضلی بوده






حضرت عباس

وعده‏اى داده‏اى و راهى دریا شده‏اى

خوش به حال لب اصغر که تو سقا شده‏اى

آب از هیبت عباسى تو مى‏لرزد

بى عصا آمده‏اى حضرت موسى شده‏اى

بى سجود آمده‏اى یا که عمودت زده‏اند

یا خجالت زده‏اى وه که چه زیبا شده‏اى

یا اخا گفتى و ناگه کمرم درد گرفت

کمر خم شده را غرق تماشا شده‏اى

منم و داغ تو و این کمر بشکسته

توئى و ضربه‏اى و فرق ز هم وا شده‏اى

سعى بسیار مکن تا که ز جا برخیزى

کمى هم فکر خودت باش ببین تا شده‏اى

مانده‏ام با تن پاشیده‏ات آخر چه کنم؟

اى علمدار حرم مثل معما شده‏اى

مادرت آمده یا مادر من آمده است

با چنین حال به پاى چه کسى پا شده‏اى

تو و آن قد رشیدى که پر از طوبى بود

در شگفتم که در این قبر چرا جا شده‏اى 

یا علی اصغر(ع)

لبخند
گر چه تیری در گلو دارم ولیکن باز هم
می زنم لبخند تا غم از دلت بیرون شود

گلگون
قلبِ رباب چشم حسین خون شده
گلوی اصغرش چه گلگون شده

قنداقه
از چه رو این دشمنان بر اشک ما خنده زنند
هان مگر قنداقه ی سرخین نشانِ شادی است

دیدار
خدا چقدر قلبِ حسین غمینه
رباب اومد اصغرش و ببینه


ارسال شده توسط : وبلاگ عاشقان حسین (ع)(خواهر مهربانم مانی ماه)

http://emam-h.blogfa.com

یک شبی مجنون نمازش را شکست

یک شبی مجنون نمازش را شکست

بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق ، آن شب مست مستش کرده بود

فارغ ازجام الستش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او
 

  ادامه مطلب ...