یه روز
یه ترکه
یه اصفهانی
یه قزوینی
یه شمالی
یه لره
و
.
.
.
ترکه : مهدی باکری
اصفهانی: حاج محمد ابراهیم همت
قزوینی : عباس بابایی
شمالی : سید مجتبی علمدار
لره : زین الدین
خلاصه یه روز همشون پشت به پشت هم ایستادن تا دشمن به خاکمون چپ نگا نکنه
حقشونه با صلواتی یادشون کنیم
منبع :سیـــــدتی یا رقیــــــــــ(س)ـــــــــه
کاش مادرم
مرا دعا می کرد؛
به زمین گرم کربلا بخوری ...
منبع :سیـــــدتی یا رقیــــــــــ(س)ـــــــــه
یه عمره در وصف شما موندم و حیرون چی بگم
حتی نمی تونم که من بگم غلامم یا سگم
اگه بگم غلامتم بی ادبی به اولیاست
اگر بگم من سگتم، سگ کجا اینقدر بی وفاست
معرفتو و مرام تو کافرا هم قبول دارن
هر جا به سختی میرسن ، قسم به اسمت می خورن
سخته به کاغذ بشینه وصف رخ ماه شما
یوسف مصریم می گن افتاده تو چاه شما
مجنون اگر که عاشق و دیوونه لیلی بوده
اخه شنیده بوده که لیلی اباالفضلی بوده
وعدهاى دادهاى و راهى دریا شدهاى
خوش به حال لب اصغر که تو سقا شدهاى
آب از هیبت عباسى تو مىلرزد
بى عصا آمدهاى حضرت موسى شدهاى
بى سجود آمدهاى یا که عمودت زدهاند
یا خجالت زدهاى وه که چه زیبا شدهاى
یا اخا گفتى و ناگه کمرم درد گرفت
کمر خم شده را غرق تماشا شدهاى
منم و داغ تو و این کمر بشکسته
توئى و ضربهاى و فرق ز هم وا شدهاى
سعى بسیار مکن تا که ز جا برخیزى
کمى هم فکر خودت باش ببین تا شدهاى
ماندهام با تن پاشیدهات آخر چه کنم؟
اى علمدار حرم مثل معما شدهاى
مادرت آمده یا مادر من آمده است
با چنین حال به پاى چه کسى پا شدهاى
تو و آن قد رشیدى که پر از طوبى بود
در شگفتم که در این قبر چرا جا شدهاى
لبخند
گر چه تیری در گلو دارم ولیکن باز هم
می زنم لبخند تا غم از دلت بیرون شود
گلگون
قلبِ رباب چشم حسین خون شده
گلوی اصغرش چه گلگون شده
قنداقه
از چه رو این دشمنان بر اشک ما خنده زنند
هان مگر قنداقه ی سرخین نشانِ شادی است
دیدار
خدا چقدر قلبِ حسین غمینه
رباب اومد اصغرش و ببینه
ارسال شده توسط : وبلاگ عاشقان حسین (ع)(خواهر مهربانم مانی ماه)
http://emam-h.blogfa.com