ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 |
عمه جان دیشب به لب آوای دیگر داشتیم
سایه مهر پدر پیوسته بر سر داشتیم
تا که بابا بود از دشمن به دل بیمی نبود
گرچه از سوز عطش ما دیده تر داشتیم
خیمه ها راهی برای یورش دشمن نداشت
تا عموئی همچو عباس دلاور داشتیم
گیسوی ما را خبر از این پریشانی نبود
تا که دل ما را در کمند زلف اکبر داشتیم
تا که قاسم بود ما را خاطری آسوده بود
هم عنانی همچو عبدالله و جعفر داشتیم
در کنار گاهواره ذبا وجود تشنگی
ذکر با قنداقه شش ماهه اصغر داشتیم
تا که بابا بود ما را صورت نیلی نبود
گرچه داغ سیلی و رخسر مادر داشتیم
قصه میخ در و گنجینه اسرار را
نقش لوح سینه گدلهای پرپر داشتیم
تازیانه خوردن ما را کسی باور نداشت
گرچه بر بازوی مادر نقش یاور داشتیم
ژولیده
خدایی خدا غریبه خدایی خدا غریبه
غریبه، چون که ما عاشقش نشدیم
غریبه، بنده ی لایقش نشدیم
غریبه، رهرو صادقش نشدیم
امون ز غفلت، امون ز تهمت
از دست ما تو غیبتِ حضرت حجت
گناه شد عادت، غیبت عبادت
جالب اینه گذاشتیم سر خدا هم منت
هر جا ریا شد، به اسم خدا شد
همه دکان وا کرده ایم، حتی تو هیئت
چیو ببینه؟ دل سیاهو یا رو زبون
اللهم الارزقنا شهادت
از امر به معروف ترسیدیم
حاجی و دور شیطان گردیدیم
همسایه یتیم و سیر خوابیدیم
ما به زمین خورده خندیدیم
خدا... نفهمیدیم خدا... نفهمیدیم
خدایی خدا غریبه، خدایی خدا غریبه
غریبه؛ چون که راحت گناه کردیم
غریبه؛ به نامحرم نگاه کردیم
غریبه؛ نامه فقط سیاه کردیم
فروختیم ایمان، خریده ایم نان
خاک می خوره به روی طاقچه هامون قرآن
سحر نه حالی، نه خمس مالی
اسممون هم گذاشتیم عبد شاه مردان
شیعه ی حرفی، آدم برفی
هنوز نمک نخورده می شکنیم نمکدان
یه پا تو محراب، یه پا لب آب
روبروی عکس شهید، عکس شهیدان {: برعکس شهیدان عمل کردیم}
بگو خدا غرق امیدم کن
بی خریدارم خریدم کن
پیش حسینم قبولم کن
نذر ابالفضل رشیدم کن
خدا... شهیدم کن، خدا... شهیدم کن
خدایی خدا غریبه، خدایی خدا غریبه
غریبه؛ که دوسش داریم واسه حاجت
غریبه؛ می پرستیمش واسه جنت
غریبه؛ که به تنهایی کرده عادت
تو راه پاکی زدیم به خاکی
چه عاشقی، چه مجنونی، چه سینه چاکی
جای حرم کیش، جای پرچم دیش
چه ساده بر مقدسات، میشه هتاکی
این وضع ناموس، کو کف افسوس
نکشیدیم خجالت از چادر خاکی
دیگه شیطان شد، ایاک نعبد
ببین خدا رو ول کردیم می گردیم با کی
بگو خدا رحمی، به حالم کن
لکه ی ننگم، زلالم کن
عشق خودت رو، مدالم کن
بکش و در علقمه چالم کن
خدا حلالم کن، خدا حلالم کن...
بسم الله الرحمن ارحیم
سقای تشنه ای گل یاسم عباس علمدار
با لب عطشان سوی شریعه با ذکر تکبیر
بر گرد به خیمه با مشک پر آب آب آور من
ای عمویم ای پهلوانم سقای حرم
با ضرب شمشیر عدوی نامرد دستت جدا کرد
با تیر و کمان پر زخون کرد چشم قشنگت
عمود آهن با دست دشمن فرق دو تا کرد
عباس علمدار خدا نگهدار عموی خوبم
شاعر : العبد حسین هلالی