نفس بکش دلم ؛ نفس بکش ...
نکند نتوانے بغضت را قورت دهے و خفہ ات کند
اصلا حسین جان تو بگو
بر سر نیزه روزے را دیدے کہ من اینگونہ عاشقت شوم ؟
گمان نکنم ...
Ѽ
این روزها نفسم سخت بآلا مےآید
ولے
این روزها یاد ِ کسے افتاده ام کہ بہ گردن ِ من و خیلے ها حق دارد
سید جواد ذاکر ...
همون نوکر ِ همیشگے ِ شما ...
مےخواهم مثل او آنقدر نفس بکشم برایت کہ سرت را بالا بگیرے
و
بگویے : این بنده ے روسیاه ِ خودمہ ... بخشیدمش ...
هنوز هم با یک نوحہ ے سید جواد مست مےشوم
تموم ِ مردم دنیا ما رو مےخونند دیوونہ
آره ما دیوونہ هستیم بیخیال این زمونہ
خدایا!
ای که به تو بی نیاز شوند و از تو بی نیاز نباشند،
به تو رو آورند و از تو رو بر نتابند،
از سر شور و شوق،آهنگ تو کرده ام
و با دلی مطمئن، به تو امید بسته ام
تمنای من از تو هر چند زیاده باشد،
در برابر غنای تو ناچیز و اندک است،
که دست عطایت از هر دستی گشاده تر و برتر است...
خدایا خدایا نظر کن به حالم
به مهمانی ماهت هلالم هلالم
منو بار گناهان
تو و رحت و غفران
الهی الهی به حالم نگاهی
تو بربی پناهان پناهی پناهی
تویی چاره دردم
چه گویم که چه کردم
شکسته شکسته دل سرد من از غم
نشسته نشسته در این دل غم عالم
مناجات نامه
الهی! خواندی تأخیر کردم. فرمودی تقصیر کردم.
الهی! عمر خود بر باد کردم و بر تن خود بیداد کردم.
الهی! اگر کار به گفتار است بر سر همه تاجم و اگر به کردار است به پشه و مور محتاجم.
الهی! بیزارم از طاعتی که مرا به عجب آرد. مبارک معصیتی که مرا به عذر آرد.
الهی! اگر بر دار کنی رواست، مهجور مکن و اگر به دوزخ فرستی رضاست، از خود دور مکن.
الهی! گناه در جنب کرم تو زبون است، زیرا که کرم تو قدیم و گناه اکنون است.
الهی! اگر عبدالله را بخواهی سوخت، دوزخی دیگر باید آلایش او را و اگر بخواهی نواخت، بهشتی دیگر باید آسایش او را
الهی! اگر یکبار گویی بنده من، از عرش بگذرد خنده من.
ادامه مطلب ...