ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 |
از آسمان نیزه ها ای هلال من
با چشم خونین یک نظر ،کن به حال من
می ریزد اشک سرخم از ، محمل پر خون
می کشم از داغ تو آه، از دل محزون
از چه به نی ماهِ رُخَت،هاله ای دارد
دخترت از دیدارتو ، ناله ای دارد
بنگر به دخت کوچکت ، بی قرارتوست
چشمان او بر نیزه و، نیزه دار توست
جامانده از قافله و، مانده درصحرا
شاید پرستارش شود، مادرت زهرا
قرآن بخوان، قرآن بخوان ، ای هلال مَه
تا بشنود صوت تو و، پیدا کند ره
پرستارش در این سفر ، تازیانه شد
پیکر او چون فاطمه ، پر نشانه شد