چو گیسوی تو من در پیچ و تابم یا بن زهرا

عشـــــــــــــــــــــــــــــق منــــــــــــی تو حسینی ،من اویس قر نــــــــــــی

چو گیسوی تو من در پیچ و تابم یا بن زهرا

عشـــــــــــــــــــــــــــــق منــــــــــــی تو حسینی ،من اویس قر نــــــــــــی

السلام علیک یا صاحب الزمان

السلام علیک یا صاحب الزمان

تماشای خیال تو ، شبم را کرده رؤیایی

به غیر از لحظه وصلت،ندارم من تمنایی

شبی نام تو را برلب، نهادم چون گلی زیبا

سحردیدم لبانم شد، گلستانی تماشایی

به اشک دیده می شویم ، غبار دوری ات از دل

مگر باور کنم این را ، که مهمان دل مایی

به مهمانی این دیده، بیا ای یار نادیده

که هرکس روی تو دیده ندارد جز تو سودایی

بدون دیدنت ای گل ، بهاران هم خزان باشد

جهان چون پیکر بی جان ،تویی روح مسیحایی

اگرکردی تو مهمانم،فدایت میکنم جانم

میان قلب سوزانم ، تو را خوانم به شیدایی

به شام محنت یاران،بیا ای ماه سرمستان

همه گلها شده پرپر،چرا ای گل نمی آیی‎ ‎