چو گیسوی تو من در پیچ و تابم یا بن زهرا

عشـــــــــــــــــــــــــــــق منــــــــــــی تو حسینی ،من اویس قر نــــــــــــی

چو گیسوی تو من در پیچ و تابم یا بن زهرا

عشـــــــــــــــــــــــــــــق منــــــــــــی تو حسینی ،من اویس قر نــــــــــــی

دل کندن از چشمان تو ای یار سخت است

دل کندن از چشمان تو ای یار سخت است

دیگر چه گویم؟ داغ تو بسیار سخت است

خورشید من جای تو روی نیزه ها نیست

چون دیدن یوسف سر بازار سخت است

باور نمی کردم تو را گم کرده باشم

ایـندفـعـه پـیدا کردنت انگار سخت است

با چشم کم سو راه رفتن در دل شب

پـیـمودن ایـن راه ناهـموار سخت است

از تو چه پنهان یاد مادر بودم امروز

دیـدم دویـدن بـا تـنـی تبدار سخت است

یکدم شنیدم کودکت با گریه می گفت

عمه ، دویدن روی دشت خار سخت است

این لخته های خون و رگهای بریده...

بوسیدنت ای ماه من اینبار سخت است

محمدهادی کلانتریان