چو گیسوی تو من در پیچ و تابم یا بن زهرا

عشـــــــــــــــــــــــــــــق منــــــــــــی تو حسینی ،من اویس قر نــــــــــــی

چو گیسوی تو من در پیچ و تابم یا بن زهرا

عشـــــــــــــــــــــــــــــق منــــــــــــی تو حسینی ،من اویس قر نــــــــــــی

او چشم‌ها را مى‌بیند اما چشم‌ها او را نمى‌بینند

 او چشم‌ها را مى‌بیند اما چشم‌ها او را نمى‌بینند

روزى امام على علیه السلام به 

فرزندش، امام حسن علیه السلام فرمود:

« پسرم برخیز و سخنرانى کن که مى‌خواهم سخنت را بشنوم.» 

حسن فرمود:

«پدرجان چگونه سخن بگویم در حالى که شما را مى‌بینم؟ نه، من حیا مى‌کنم.» 

على علیه السلام افرادداخل خانه را جمع کرد و خود به اتاق دیگرى رفت؛ به نحوى که صداى حسن را مى شنید. 

آنگاه امام حسن علیه السلام برخاست و چنین سخنرانى کرد: 

«سپاس مخصوص پروردگارى است که یگانه است و در این یگانگى نظیر ندارد. او جادوانه است اما نه به دست کسى 

دیگر؛ زمام امور را به دست دارد اما بى‌هیچ‌گونه مشقت، و آفریننده است بى هیچ‌گونه زحمت. وصفش پایان نمى 

پذیرد و معرفتش نهایت ندارد. عزیزى است که ازلى بوده است. همه دل‌ها از هیبتش لرزان و ترسان، همه خردها از 

عزتش حیران، و همه موجودات در برابر قدرتش خاضع اند. 

بر قلب هیچ انسانى بلنداى جبروت و قدرت او خطور نمى کند و مردم به عمق جلال و عظمتش پى نمى برند. کسى

قادر نیست از بزرگى‌اش پرده برگیرد و دانشمندان را کجا توان آن است که با خردهایشان به آن دست یابند. آگاه‌ترین 

مردم به او کسى است که او را محدود به صفتى نکند. او چشم‌ها را مى‌بیند اما چشم‌ها او را نمى‌بینند. او خداوند 

نافذ و آگاه است. 

اما بعد: همانا على علیه السلام درى است که هر که از راه او وارد شود مومن و هر که از راه او خارج شود کافر

است. من این سخنان را مى گویم در حالى که براى خود و شما از پروردگار بزرگ آمرزش مى‌طلبم.» 

در این هنگام امیر مؤمنان على علیه السلام از پشت پرده در آمد و پیشانى حسن را بوسید و این آیه را تلاوت 

فرمود:

« ذریته بعضها من بعض و الله سمیع علیم » 

(ذریه و تبارى که از یکدیگرند و خداوند شنوا و داناست.) 

یا امام حسن مجتبى

یا على


ایمان به خدا

ایمان به خدا

مرد جوانى که مربى شنا و دارنده چندین مدال المپیک بود، به خدا اعتقادى نداشت. 

او چیز هایى را که درباره خداوند و مذهب مى شنید مسخره مى کرد. 

شبى مرد جوان به استخر سرپوشیده آموزشگاهش رفت. چراغ خاموش بود ولى ماه روشن و همین براى شنا کافى بود. 

مرد جوان به بالاترین نقطه تخته شنا رفت و دستانش را باز کرد تا درون استخر شیرجه برود. 

ناگهان سایه بدنش را همچون صلیبى روى دیوار مشاهده کرد. 

احساس عجیبى تمام وجودش را فرا گرفت. از پله ها پائین آمد و به سمت کلید برق رفت و چراغ ها را روشن کرد. 

آب استخر براى تعمیر خالى شده بود!

تقاضاى مادر این سید را بپذیرید !

تقاضاى مادر این سید را بپذیرید !

 

مرحوم علامه طهرانى درکتاب معادشناسى مى گوید : 


یکى از اقوام شایسته ما که از اهل علم سامرا بوده و سپس در کاظمین و فعلا در تهران سکونت دارد براى من نقل کرد که در ایامى که در سامرا بودم مبتلا شدم به مرض حصبة سخت و هر چه در آنجا مداوا نمودند مفید واقع نشد . مادرم با برادرانم مرا از سامرا به کاظمین براى معالجه آوردند و در کاظمین نزدیک به صحن مطهر ، یک اطاق در مسافر خانه تهیه و درآنجا به معالجة من پرداختند ، موثر واقع نشد و من بیهوش افتاده بودم . ازمعالجة اطباى کاظمین که مأیوس شدند یک روز به بغداد رفته و یک طبیب سنى مذهب را براى من به کاظمین آوردند . همین که نزدیک بستر من آمد و مى خواست مشغول معاینه گردد من در اطاق احساس سنگینى کردم و بى اختیار چشم خود را باز کردم دیدم خوکى بر سر من آمده است ، بى اختیار آب دهان خود را به صورتش پرتاب کردم . گفت چه مى کنى ؟ چه مى کنى ؟ من دکترم ، من دکترم‌ !‌ من صورت خود رابه دیوار کردم و او مشغول معاینه شد و دستوراتى داد و نسخه اى نوشت و رفت . نسخه را تهیه کردیم و به تمام دستورات او عمل کردند ابدا موثر واقع نشد و من لحظات آخر عمر خود را مى گذراندم . تا آن که دیدم حضرت عزرائیل وارد شد با لباس سفید و بسیار زیبا و خوشرو و خوش منظر و خوش قیافه . پس از آن پنج تن : حضرت رسول اکرم ، حضرت امیر المونین و حضرت فاطمة زهرا و امام حسن و امام حسین بترتیب وارد شدند و همه نشستند و به من تسکین دادند و من مشغول صحبت کردن با آنها شدم و آنها نیز با هم مشغول گفتگو بودند . در این حال که من به صورت ظاهر ، بى هوش افتاده بودم ، دیدم مادرم پریشان شده و از پله هاى مسافر خانه بالا رفت روى بام و رو کرد به گنبد مطهر حضرت موسى بن جعفر و عرض کرد : 


یا موسى بن جعفر من بخاطر شما ، بچه ام را آوردم اینجا ، شما راضى هستید بچه ام را اینجا دفن کنند و من تنها برگردم ؟ حاشا و کلا ! (البته این مناظر را این آقاى مریض با چشم دل مى دیده است نه با چشم سر ؛ آنها بهم بسته و بدن افتاده و عازم ارتحال است .)همین که مادرم با حضرت موسى بن جعفر مشغول تکلم بود ، دیدم آن حضرت به اطاق ما تشریف آوردند و به حضرت رسول الله عرض کردند : خواهش مى کنم تقاضاى مادر این سید را بپذیرید !


حضرت رسول الله رو کردند به عزرائیل و فرمودند :‌


برو تا زمانى که خداوند مقرر فرماید ؛ خداوند بواسطة توسل مادرش عمر او را تمدید کرده است . ما هم مى رویم و انشا الله براى موقع دیگر . مادرم از پله ها پائین آمد و من نشستم آن قدر از دست مادرم عصبانى بودم که حد نداشت و به مادرم گفتم چرا این کار را کردى ؟ من داشتم با امیر المومنین مى رفتم ، با پیغمبر مى رفتم ، با حضرت فاطمه و حسنین نى رفتم ، تو جلو مارا گرفتى و نگذاشتى که ما حرکت کنیم . 

دعای سحر

متن دعای سحر



اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ بَهاَّئِکَ بِاَبْهاهُ وَکُلُّ بَهاَّئِکَ بَهِیُّ

خدایا از تو خواهم از درخشنده ترین مراتب درخشندگیت و همه مراتب آن درخشنده است

اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِبَهاَّئِکَ کُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ جَلالِکَ

خدایا از تو خواهم به تمام مراتب درخشندگیت خدایا از تو خواهم از باشوکت ترین مراتب

بِاَجَلِّهِ وَکُلُّ جَلالِکَ جَلیلٌ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِجَلالِکَ کُلِّهِ

جلالت و تمام مراتب جلال تو شوکتمند است خدایا از تو خواهم به همه مراتب جلالت

اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ جَمالِکَ بِاَجْمَلِهِ وَکُلُّ جَمالِکَ جَمیلٌ اَللّهُمَّ

خدایا از تو خواهم از زیباترین مراتب جمال تو و همه مراتب جمالت زیباست خدایا

اِنّی اَسْئَلُکَ بِجَمالِکَ کُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّی اَدْعُوکَ کَما اَمَرْتَنی فَاسْتَجِبْ

از تو خواهم به همه مراتب جمالت خدایا تو را خوانم چنانچه دستورم دادی پس دعایم را به اجابت رسان

لی کَما وَعَدْتَنی اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ عَظَمَتِکَ بِاَعْظَمِها وَکُلُّ

چنانچه وعده ام دادی خدایا از تو خواهم از بزرگترین مراتب عظمتت و همه

عَظَمَتِکَ عَظَیمَهٌ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِعَظَمَتِکَ کُلِّها اَللّهُمَّ اِنّی اَسَئَلُکَ

مراتب آن بزرگ است خدایا از تو خواهم به همه عظمتت خدایا از تو خواهم

مِنْ نُورِکَ بِاَنْوَرِهِ وَکُلُّ نُورِکَ نَیِّرٌ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِنُورِکَ کُلِّهِ

از تابنده ترین مراتب روشنیت و همه مراتب آن تابنده است خدایا از تو خواهم به تمام مراتب روشنیت

اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ رَحْمَتِکَ بِاَوْسَعِها وَکُلُّ رَحْمَتِکَ واسِعَهٌ

خدایا از تو خواهم از وسیع ترین مراتب رحمتت و همه رحمت تو وسیع است

اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِرَحْمَتِکَ کُلِّها اَللّهُمَّ اِنّی اَدْعُوکَ کَما اَمَرْتَنی

خدایا از تو خواهم به همه مراتب رحمتت خدایا تو را می خوانم همچنانکه دستورم دادی

فَاسْتَجِبْ لی کَما وَعَدْتَنی اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ کَمالِکَ بِاَکْمَلِهِ

پس اجابت کن دعایم را چنانچه وعده فرمودی خدایا از تو خواهم از کاملترین مراتب کمالت

وَکُلُّ کَمالِکَ کامِلٌ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِکَمالِکَ کُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّی

و تمام مراتب آن کامل است خدایا از تو خواهم به تمام مراتب کمالت خدایا از تو

اَسْئَلُکَ مِنْ کَلِماتِکَ بِاَتَمِّها وَکُلُّ کَلِماتِکَ تاَّمَّهٌ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ

خواهم از تمامترین کلمات و سخنانت و تمام کلماتت تام و تمام است خدایا از تو خواهم

بِکَلِماتِکَ کُلِّهَا اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ اَسْماَّئِکَ بِاَکْبَرِها وَکُلُّ

به کلماتت همگی خدایا از تو خواهم به بزرگترین نامهایت و همه

اَسْماَّئِکَ کَبیرَهٌ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاَسْماَّئِکَ کُلِّها اَللّهُمَّ اِنّی اَدْعُوکَ

نامهایت بزرگ است خدایا از تو خواهم به نامهایت همگی خدایا من تو را می خوانم

کَما اَمَرْتَنی فَاسْتَجِبْ لی کَما وَعَدْتَنی اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ

چنانچه به من دستور دادی پس به اجابت رسان دعایم را چنانچه وعده ام فرمودی خدایا از تو خواهم به

عِزَّتِکَ باَعَزِّها وَکُلُّ عِزَّتِکَ عَزیزَهٌ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِعِزَّتِکَ کُلِّها

عزیزترین مراتب عزتت و همه مراتب تو عزیز است خدایا از تو خواهم به همه مراتب عزتت

اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ مَشِیَّتِکَ بِاَمْضاها وَکُلُّ مَشِیَّتِکَ ماضِیَهٌ

خدایا از تو خواهم به گذراترین اراده و خواستت و همه مراتب اراده تو گذراست

اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِمَشِیَّتِکَ کُلِّها اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِقُدْرَتِکَ الَّتیِ

خدایا از تو خواهم به تمام مراتب اراده و خواستت خدایا از تو خواهم بدان قدرتت که بوسیله آن بر همه چیز

اسْتَطَلْتَ بِها عَلی کُلِّشَیْءٍ وَکُلُّ قُدْرَتِکَ مُسْتَطیلَهٌ اَللّهُمَّ اِنّی

برتری گرفتی گرچه تمام مراتب قدرتت برتری گیرنده است خدایا از تو

اَسْئَلُکَ بِقُدْرَتِکَ کُلِّها اَللّهُمَّ اِنّی اَدْعُوکَ کَما اَمَرْتَنی فَاسْتَجِبْ لی

خواهم به تمام مراتب قدرتت خدایا من تو را خوانم چنانچه دستورم دادی تو هم اجابتم کن چنانچه

کَما وَعَدْتَنی اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ عِلْمِکَ بِاَنْفَذِهِ وَکُلُّ عِلْمِکَ نافِذٌ

وعده فرمودی خدایا از تو خواهم از نافذترین مراتب دانشت با این که تمام مراتب دانشت نافذ است

اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِعِلْمِکَ کُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ قَوْلِکَ بِاَرْضاهُ

خدایا از تو خواهم به مراتب دانشت همگی خدایا از تو خواهم از پسندیده ترین گفتارت

وَکُلُّ قَوْلِکَ رَضِیُّ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِقَوْلِکَ کُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ

و تمام گفتار تو پسندیده است خدایا از تو خواهم به همه گفتارت خدایا از تو خواهم

مِنْ مَساَّئِلِکَ بِاَحَبِّهاَّ وَکُلُّها اِلَیْکَ حَبیبَهٌ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِمَساَّئِلِکَ

به محبوبترین چیزی که از تو درخواست شده و همه آنها پیش تو محبوب است خدایا از تو خواهم به تمام آنچه از تو

کُلِّها اَللّهُمَّ اِنّی اَدْعُوکَ کَما اَمَرْتَنی فَاسْتَجِبْ لی کَما وَعَدْتَنی

درخواست شده خدایا من تو را خوانم چنانچه دستورم دادی پس اجابتم کن چنانچه وعده ام فرمودی

اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ شَرَفِکَ بِاَشْرَفِهِ وَکُلُّ شَرَفِکَ شَریفٌ اَللّهُمَّ

خدایا از تو خواهم به شریفترین مراتب شرفت و تمامی مراتب شرف تو شریف است خدایا

اِنّی اَسْئَلُکَ بِشَرَفِکَ کُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ سُلْطانِکَ بِاَدْوَمِهِ

از تو خواهم به مراتب شرفت همگی خدایا از تو خواهم به حق بادوامترین مراتب سلطنتت

وَکُلُّ سُلطانِکَ داَّئِمٌ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِسُلْطانِکَ کُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّی

و تمام مراتب آن دائمی است خدایا از تو خواهم به مراتب سلطنتت همگی خدایا از تو

اَسْئَلُکَ مِنْ مُلْکِکَ بِاَفْخَرِهِ وَکُلُّ مُلْکِکَ فاخِرٌ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ

خواهم به گرانمایه ترین مراتب فرمانرواییت و تمام مراتب فرمانرواییت گرانمایه است خدایا از تو خواهم

بِمُلْکِکَ کُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّی اَدْعُوکَ کَما اَمَرْتَنی فَاسْتَجِبْ لی کَما

به تمام مراتب فرمانرواییت خدایا من تو را خوانم چنانچه دستورم دادی پس اجابتم کن چنانچه

وَعَدْتَنی اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ عَلاَّئِکَ بِاَعْلا هُ وَکُلُّ عَلاَّئِکَ ع الٍ

وعده ام فرمودی خدایا از تو خواهم به والاترین مراتب بلندیت و تمام مراتب بلندی تو والا است

اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِعَلاَّئِکَ کُلِّهِ اَللّ- هُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ ای اتِکَ

خدایا از تو خواهم به والاترین مراتب بلندیت همگی خدایا از تو خواهم به

بِاَعْجَبِها وَکُلُّ ایاتِکَ عَجیبَهٌ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِایاتِکَ کُلِّها اَللّهُمَّ

شگفت ترین آیات و نشانه هایت و همه آیات تو شگفت است خدایا از تو خواهم به آیاتت همگی خدایا

اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ مَنِّکَ بِاَقْدَمِهِ وَکُلُّ مَنِّکَ قَدیمٌ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ

از تو خواهم به قدیمترین نعمتت و همه نعمتهایت قدیم است خدایا از تو خواهم

بِمَنِّکَ کُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّی اَدْعُوکَ کَما اَمَرْتَنی فَاسْتَجِبْ لی کَما

به همه اقسام نعمتت خدایا من تو را خوانم چنانچه دستورم دادی پس اجابت کن دعایم را چنانچه

وَعَدْتَنی اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِما اَنْتَ فیهِ مِنَ الشُّوُنِ وَالْجَبَرُوتِ

وعده فرمودی خدایا و من از تو خواهم به آنچه تو در آنی از مقامات و قدرت و عظمتت

اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِکُلِّ شَاءْنٍ وَکُلِّ جَبَرُوتٍ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِما

خدایا از تو خواهم به حق هر مقام و هر قدرت و عظمتی که داری خدایا و من از تو خواهم بدانچه

تُجیبُنی بِهِ حینَ اَسْئَلُکَ یا اَللّهُ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اَسْئَلُکَ بِبَهآءِ لا اِلهَ

اجابتم کنی بدان هنگامی که تورا خوانم ای خدا ای که معبودی جز تو نیست از تو خواهم به درخشندگی (یا ارجمندی ) کلمه

اِلاّ اَنْتَ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اَسْئَلُکَ بِجَلالِ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ یا لا اِلهَ اِلاّ

((لااله الا انت )) ای که نیست معبودی جز تو از تو خواهم به جلال و شوکت کلمه ((لا اله الا انت )) ای که معبودی جز تو نیست

اَنْتَ اَسْئَلُکَ بِلا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اَللّهُمَّ اِنّی اَدْعُوکَ کَما اَمَرْتَنی

از تو خواهم به کلمه ((لااله الاانت )) خدایا تو را خوانم چنانچه دستورم دادی پس اجابت کن دعایم را

فَاسْتَجِبْ لی کَما وَعَدْتَنی اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ رِزْقِکَ باَعَمِّهِ

چنانچه وعده ام فرمودی خدایا از تو خواهم از عمومی ترین اقسام روزیت

وَکُلُّ رِزْقِکَ عآمُّ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِرِزْقِکَ کُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ

و تمام اقسام روزی تو عمومی است خدایا از تو خواهم به تمام اقسام روزی تو خدایا از تو خواهم

مِنْ عَطآئِکَ بِاَهْنَاِهِ وَکُلُّ عَطآئِکَ هَنیئٌ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِعَطآئِکَ

از گواراترین عطایای تو و تمام عطاهایت گوارا است خدایا از تو خواهم به تمام عطایایت

کُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ خَیْرِکَ باَعْجَلِهِ وَکُلُّ خَیْرِکَ عاجِلٌ اَللّهُمَّ

خدایا از تو خواهم به فوری ترین خیر و نیکیت و تمام نیکیهای تو فوری است خدایا

اِنّی اَسْئَلُکَ بِخَیْرِکَ کُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ فَضْلِکَ بِاَفْضَلِهِ وَکُلُّ

از تو خواهم به تمام نیکیهایت خدایا از تو خواهم به فزونترین فضل تو و همه

فَضْلِکَ فاضِلٌ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِفَضْلِکَ کُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّی اَدْعُوکَ

فضل تو فزون است خدایا از تو خواهم به فضل تو همگی خدایا تو را خوانم

کَما اَمَرْتَنی فَاسْتَجِبْ لی کَما وَعَدْتَنی اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ

چنانچه دستورم دادی پس اجابتم کن چنانچه وعده ام فرمودی خدایا درود فرست بر محمد

وَ الِ مُحَمَّدٍ وَابْعَثْنی عَلَی الاِْیمانِ بِکَ وَالتَّصْدیقِ بِرَسُولِکَ عَلَیْهِ

و آل محمد و برانگیز مرا با داشتن ایمان به خودت و تصدیق به رسولت – که درود بر او

وَ الِهِ السَّلامُ وَالْوِلایَهِ لِعَلِیِّ بْنِ اَبیطالِبٍ وَالْبَرائَهِ مِنْ عَدُوِّهِ

و آلش باد – و ولایت علی بن ابیطالب و بیزاری از دشمنش

وَالاْیتِمامِ بِالاْئِمَّهِ مِنْ الِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ السَّلامُ فَاِنّی قَدْ رَضیتُ

و اقتدا به امامان از آل محمد علیهم السلام زیرا که من خوشنودم

بِذلِکَ یا رَبِّ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَرَسُولِکَ فِی الاْوَّلینَ

بدین ای پروردگار من خدایا درود فرست بر محمد بنده و رسولت در زمره اولین

وَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ فِی الاْخِرینَ وَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ فِی الْمَلاَءِ

و درود فرست بر محمد در زمره آخرین و درود فرست بر محمد در عالم

الاْعْلی وَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ فِی الْمُرْسَلینَ اَللّهُمَّ اَعْطِ مُحَمَّدا

بالا و درود فرست بر محمد در زمره مرسلین خدایا عطا کن به محمد مقام

الْوَسیلَهَ وَالشَّرَفَ وَالْفَضیلَهَ وَالدَّرَجَهَ الْکَبیرَهَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی

وسیله و شرف و فضیلت و درجه بزرگ را خدایا درود فرست بر

مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَقَنِّعْنی بِما رَزَقْتَنی وَبارِکْ لی فیما اتَیْتَنی

محمد و آل محمد و قانع کن مرا بدانچه روزیم کرده ای و برکت ده به من در آنچه به من داده ای

وَاحْفَظْنی فی غَیْبَتی وَکُلِّ غائِبٍ هُوَ لی اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ

و نگهداری کن مرا در غیبتم و هر غائبی که مربوط به من است خدایا درود فرست بر محمد

وَ الِ مُحَمَّدٍ وَابْعَثْنی عَلیَ الاِْیمانِ بِکَ وَالتَّصْدیقِ بِرَسُولِکَ اَللّهُمَّ

و آل محمد و برانگیزم بر ایمان به خودت و تصدیق به رسولت خدایا

صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَسْئَلُکَ خَیْرَ الْخَیْرِ رِضْوانَکَ وَالْجَنَّهَ

درود فرست بر محمد و آل محمد و از تو خواهم خوبترین خوبها را که خوشنودی تو و بهشت باشد

وَاَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّ الشَرِّ سَخَطِکَ وَالنّارِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ

و پناه برم به تو از بدترین بدها که خشم تو و آتش دوزخ باشد خدایا درود فرست بر محمد

وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاحْفَظْنی مِنْ کُلِّ مُصیبَهٍ وَمِنْ کُلِّ بَلِیَّهٍ وَمِنْ کُلِّ عُقُوبَهٍ

و آل محمد و محافظت کن مرا از هر پیش آمد ناگوار و از هر گرفتاری و از هر شکنجه

وَمِنْ کُلِّ فِتْنَهٍ وَمِنْ کُلِّ بَلاَّءٍ وَمِنْ کُلِّ شَرٍّ وَمِنْ کُلِّ مَکْرُوهٍ وَمِنْ کُلِّ

و از هر فتنه و از هر بلاء و از هر بدی و از هر ناراحتی و از هر مصیبت و از هر

مُصیبَهٍ وَمِنْ کُلِّ افَهٍ نَزَلَتْ اَوْ تَنْزِلُ مِنَ السَّمآءِ اِلَی الاْرْضِ فی هذِهِ

آفتی که نازل شده یا بعد از این از آسمان بزمین نازل شود در این

السّاعَهِ وَفی هذِهِ اللّیْلَهِ وَفی هذَا الْیَومِ وَفی هذَا الشَّهْرِ وَفی هذِهِ

ساعت و در این شب و در این روز و در این ماه و در این

السَّنَهِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاقْسِمْ لی مِنْ کُلِّ سُرُورٍ

سال خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد و نصیبم کن از هر شادی

وَمِنْ کُلِّ بَهْجَهٍ وَمِنْ کُلِّ اسْتِقامَهٍ وَمِنْ کُلِّ فَرَجٍ وَمِنْ کُلِّ عافِیَهٍ وَمِنْ

و از هر خوشحالی و از هر پایداری و از هر گشایشی و از هر تندرستی و از

کُلِّ سَلامَهٍ وَمِنْ کُلِّ کَرامَهٍ وَمِنْ کُلِّ رِزْقٍ واسِعٍ حَلالٍ طَیِّبٍ وَمِنْ

هر سلامتی و از هر کرامت و از هر روزی فراخ حلال پاکی و از

کُلِّ نِعْمَهٍ وِمَنْ کُلِّ سَعَهٍ نَزَلَتْ اَوْ تَنْزِلُ مِنَ السَّمآءِ اِلَی الاْرْضِ فی

هر نعمتی و از هر وسعتی که نازل شده یا بعد از این نازل شود از آسمان به زمین در

هذِهِ السّاعَهِ وَفی هذِهِ اللّیْلَهِ وَفی هذَا الْیَوْمِ وَفی هذَا الشَّهْرِ وَفی

این ساعت و در این شب و در این روز و در این ماه و در

هذِهِ السَّنَهِ اَللّهُمَّ اِنْ کانَتْ ذُنُوبی قَدْ اَخْلَقَتْ وَجْهی عِنْدَکَ وَحالَتْ

این سال خدایا اگر چنانچه گناهانم شرمنده کرده است چهره ام را پیش تو و حائل شد

بَیْنی وَبَیْنَکَ وَغَیَّرَتْ حالی عِنْدَکَ فَاِنّی اَسْئَلُکَ بِنُورِ وَجْهِکَ الَّذی

میان من و تو و حالم را پیش تو تغییر داده پس از تو خواهم به حق نور ذاتت که

لا یُطْفَاُ وَبِوجْهِ مُحَمَّدٍ حَبیبِکَ الْمُصْطَفی وَبِوجْهِ وَلِیِّکَ عَلِیٍّ

خاموش نشود و به آبروی محمد مصطفی حبیب تو و به آبروی ولی تو علی

الْمُرْتَضی وَبِحَقِّ اَوْلِیآئِکَ الِّذینَ انْتَجَبْتَهُمْ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ

مرتضی و به حق اولیائت که برگزیدی آنها را که درود فرستی بر محمد

وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَغْفِرَ لی ما مَضی مِنْ ذُنُوبی وَاَنْ تَعْصِمَنی فیما

و آل محمد و بیامرزی برایم گذشته های از گناهانم را و نگاهم داری در

بَقِیَ مِنْ عُمْری وَاَعُوذُ بِکَ اللّهُمَّ اَنْ اَعُودَ فی شَیْءٍ مِنْ مَعاصیکَ

آینده عمرم و پناه می برم به تو خدایا از اینکه بازگردم به یکی از گناهان و نافرمانیهایت

اَبَداً مااَبْقَیْتَنی حَتّی تَتَوَفّانی وَاَنَا لَکَ مُطیعٌ وَاَنْتَ عَنّی راضٍ وَاَنْ

هرگز تا زنده ام (یعنی ) تا آنگاه که مرا بمیرانی و من فرمانبردار تو باشم و تو از من خوشنود باشی و

تَخْتِمَ لی عَمَلی بِاَحْسَنِهِ وَتَجْعَلَ لی ثَوابَهُ الْجَنَّهَ وَاَنْ تَفْعَلَ بی ما

به انجام رسانی عمل مرا به نیکوترین آن و پاداش آنرا برایم بهشت مقرر داری و انجام دهی درباره من آنچه را

اَنْتَ اَهْلُهُ یا اَهْلَ التَّقْوی وَیا اَهْلَ الْمَغْفِرَهِ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ

تو شایسته آنی ای اهل تقوی و ای شایسته آمرزش درود فرست بر محمد و آل

مُحَمَّدٍ وَارْحَمْنی بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

محمد و رحم کن به من به رحمت خویش ای مهربانترین مهربانان

کاش در این رمضان لایق دیدار شویم


کاش در این رمضان لایق دیدار شویم 

سحرى با نظر لطف تو بیدار شویم 

کاش منت گذارى به سرم مهدى جان 

تا که همسفره تو لحظه افطار شویم 

آنکه از فرط گنه ناله کند زار کجاست؟

آنکه از فرط گنه ناله کند زار کجاست؟

آنکه زاغیار برد شکوه بر یار کجاست

باز ماه رمضان آمد و بر بام فلک

می زند بانگ منادی که گنه کار کجاست

سفره رنگین و خدا چشم به راه من و توست

تاکه معلوم شود  طالب دیدار کجاست

بار عام است خدا را به ضیافت بشتاب

تا نگوئی که در رحمت دادار کجاست

مرغ شب نیمه شب دیده به ره می گوید

سوز دل ساز بود دیده بیدار کجاست

ماه رحمت بود ای ابر خطاپوش ببار

تا نگویند که آن وعده ایثار کجاست

حق به کان کرمش طرفه متاعی دارد

در و دیوار زند داد خریدار کجاست

آن خدائی که رحیم است و کریم است و غفور

گوید ای سوته دلان عاشق دلدار کجاست

من ژولیده به آوای جلی می گویم

آنکه با توبه ستاند سپر نار کجاست

ژولیده نیشابوری


رمضان ماه عترت و قرآن

رمضان ماه عترت و قرآن

رمضان شهر عشق و عرفان است * * * رمضان بحر فیض و احسان است
رمــضــــان، مــاه عــتــرت و قــرآن * * * گــــاه تــــجدید عهد و پیمان است
رمــضــان امــتــــداد جــــاده نــــور * * * در گذرگاه هــر مــــسلمــان است
رمــضــان چــلچــراغ نـــور افـشان * * * در شبــستان قلــب انـسان است
مـــاه تــحکــیــم آشنـــایــــى هـــا * * * مــاه تعــطیل قــهر و حرمان است
مـــاه شـــب زنــده دارى عـشــاق * * * مــاه بــیــدار بــاش وجــدان است
مـــاه اشــک و خـروش و ناله و آه * * * راه برگــشت هــر پــشیمان است
مــــاه آســـایــش قــلــوب بــشــر * * * مــاه پــالایــش تـــن و جــان است
مــــاه تــسلیــم در بــــر خـــالـــق * * * مــاه تــمریــن کــار نــیـکــان است
رمضــان چــشمــه عـطــاى خـــدا * * * ماه عفو و گذشت و غفــران است
رمــضــان رهــنـــمــا و راه گــشــا * * * بهــر گــم گـشتگان حـیــران است
رمــضــان شــاخسارى از طــوبـى * * * غرفه اى از بــهشـت رضوان است
رمــضــان بــارگــــاه (بــســم ا...) * * * جلــوگاه (رحیـم) و (رحمان) است
مــاه تـــحصیــل دانــش و تــقــوى * * * گــاه تــطهـیــر و راه ایــمـان است
مــــاه اکـــرام عـــتــرت و قـــــرآن * * * مــــاه اطفــــاء نــــار نــیــران است
عیــــد مســعــود زاد روز حــســن * * * روز پــر فــیــض نــیــمــه آن است
شــب قــدرش ســلام بــر مــهدى * * * تــا بــه فـجرش که نور باران است
مـــغــرب آفــتــاب عــمــر عــلـــى * * * مشــرق مــــاهتــــاب قــرآن است
در چــنین مه که انس و جان یارب * * * بر سر سفــره تــو مــهــمـان است
نظـــرى ســوى دردمنــدان کــــن * * * اى کــه نــامـت شفا و درمان است
بــــارالــها بــــه درگــه کــــرمـــت * * * سائــل خــستــه دل فـراوان است
کشــــور مــــا بــهشت زهــرا شد * * * بس کــه پــر لاله خــاک ایران است
اى خــــــدا آرزوى ایــــــن امـــــت * * * جشــن پــیــروزى شــهیــدان است
واى بــر حـال آن کسى که حسان * * * خــصــم قــرآن و یـار شیطان است